حاج ملا هادي السبزواري

22

شرح مثنوى

( ( 264 ) ) دوستى تخم دم آخر بود * ترسم از وحشت كه آن فاسد شود ن 396 15 - ك 142 4 دوستى : به كسر يا اضافه . تخم دم : آدم بشرى است كه اصل مادّى او دم است . يا توصيف باشد . يعنى دوستىهاى طبيعى كه مولد از دم است ، كه ازدياد دم به حسب كميت و كيفيت ، موجب زيادتى شهوت و ميل و رغبت است . ترسم از وحشت : مقابل محبت . وقتى كه آن محبت طبيعى ، نه حقانى آخر شود . چنان كه گفته شده : بس كه مىترسم از جدايىها مىگريزم ز آشنايىها ( ( 268 ) ) حزم سوء الظن گفتست آن رسول * هر قدم را دام مىدان اى فضول ن 396 19 - ك 142 6 حزم سوء الظن : در حديث است كه « اِنَّ مِنَ الحَزْمِ سُوءَ الظَّنِ » ( 1 ) يعنى حذر از فوات مقصود . ( ( 280 ) ) لرز لرزان و به ترس و احتياط * مىنهد پا تا نيفتد در خباط ن 397 9 - ك 142 12 احتياط : اصلش بناى حايط و ديوار است به جهت حفظ و حراست . خباط : خبط . ( ( 282 ) ) تو نخواندى قصهء اهل سبا * يا بخواندى و نديدى جز عصا ن 397 12 - ك 142 14 قصهء اهل سبا : اشارت است به آن چه در سورهء سبا مذكور است كه « لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتانِ » 34 : 15 ( 2 ) تا آن جا كه فرموده : « وَمَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ » 34 : 19 ( 3 ) . ( ( 291 ) ) كى برو آن جا كه اول منزلست * حق آن نعمت گروگان دل است ن 397 21 - ك 142 19 گروگان : به دو گاف فارسى گرو كردنى - كما مرّ . ( ( 296 ) ) بر در آن منعمان چرب ديگ * مىدوى بهر تريد مرده ريگ ن 398 4 - ك 142 21

--> ( 1 ) جامع صغير ، ج 1 ، ص 150 . . ( 2 ) قرآن كريم سورهء سباء آيهء 15 . . ( 3 ) قرآن كريم سورهء سباء آيهء 19 . .